تبليغاتX
شور و شر - در عمق صحنه: زنانگی سطحی <

شور و شر

به نظرم فریبا وفی باید رمان بنویسد، وقتی داستان کوتاه می‌نویسد، هول می‌شود که چطور ایده‌هایش را در حداکثر بیست، سی صفحه جا دهد، این است که خیلی چیزها را جا می‌اندازد و مثل همه آدم‌های هول‌شده، ایده‌هایش را جویده جویده، با لکنت و با سطحی‌ترین و بدخط‌ترین شکلش می‌چپاند وسط آن چیزی که اسمش را گذاشته‌اند «داستان کوتاه».

لحنم خیلی تند است، می‌دانم، اما آخر شما که نمی‌دانید، فریبا وفی یکی از نویسنده‌های ایرانی مورد علاقه من است. هنوز که هنوزه، «پرنده من»، یکی از اولین انتخاب‌هایم برای هدیه‌دادن به این و آن است، حالا چه خواننده حرفه‌ای ادبیات باشند، چه نباشند. «ترلان» و «رویای تبت» به نظرم خیلی معمولی‌تر آمدند و گرچه آن مجموعه داستان «وقتی که می‌خندیم» (یا چیزی در همین مایه‌ها) خیلی به یادم نمانده است اما مطمئنم که به این یکی شرف داشت.

راستش من نمی‌فهمم چطور نویسنده‌ای که در «پرنده من» همه حسرت‌ها، کسالت‌ها، غم‌ها و دل‌خوشکنک‌های یک زن میانسال خانه‌دار را جوری لابلای خطوط یک داستان روان و سرراست می‌تند که در پایان، هیچ حالیتان نمی‌شود احساس نزدیکی و سرخوشی اندوهناک از خواندن کتاب، چطور نصیبتان شده است. آنوقت همان نویسنده برمی‌دارد در «عمق صحنه»، بدبختی‌های تمام‌نشدنی زنانگی را با گل‌های درشت دهاتی به خواننده‌اش قالب می‌کند. اصلا نمی‌فهمم چطور نویسنده‌ای با آن‌همه ظرافت در شخصیت‌پردازی و توصیف موقعیت، تبدیل می‌شود به نویسنده‌ای که خیلی رو و سطحی، فحشاء را می‌کند مضمون دستمالی‌شده و چر‌ک‌تاب غالب داستان‌هایش و زن‌های داستانش هی راه به راه یا کتک می‌خورند، یا تحقیر می‌شوند، یا بی‌پول و درمانده‌اند یا...کلا زیادی بدبختند.

از خدا که پنهان نیست، از شما چه پنهان، من هرچقدر خودم را در فشار و منگنه گذاشتم که لحنم را ملایمتر کنم و «عمق صحنه» را هم یکی از کارهای، گیرم ضعیف، نویسنده مورد علاقه‌ام بدانم، نشد که نشد؛ آخرش هم شد همان هول‌بازی‌های بیخود نویسنده‌ای که شاید فقط باید رمان بنویسد.

 

پی‌نوشت: والا، بخدا، من خودم می‌دانم که «در عمق صحنه» اولین‌بار در سال 1375 چاپ شده است و از کارهای اولیه فریبا وفی است اما اگر نویسنده‌ای به جای اینکه مثل د‌یکاپریو پول دهد و آن آثار اولیه را که به شهرت حرفه‌ای‌اش لطمه می‌زند، از توی دست و بال مردم جمع کند، برمی‌دارد چاپ دوم کتاب را روانه بازار می‌کند، خب لابد می‌پذیرد که این کتاب هرچند قدیمی را هم با همان توقعاتی بخوانیم و احیانا نقد کنیم که از او به عنوان نویسنده «پرنده من» انتظار داریم.

+  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386  توسط آروین  با موضوع:  همه کتابهای من |