تبليغاتX
شور و شر - گشادتر کردنِ دروازه‌ی تنگِ رستگاری* <

شور و شر

«روی هم رفته، مطابقت اعیاد مسیحی و بت‌پرستانه دقیق‌تر و بیشتر از آن است که تصادفی باشد. این نشانه‌ی سازشی است که کلیسا در بحبوحه‌ی پیروزی مجبور بود با رقبای شکست‌خورده اما هنوز خطرناکش صورت دهد. پروتستانیسمِ انعطاف‌ناپذیرِ میسیونرهای اولیه با آن تقبیحِ سرسختانه‌ی بت‌پرستی، در این اثنا با خط‌مشی انعطاف‌پذیر، مدارای بیشتر و نیکوکاری عمومیِ کشیشان هشیار معاوضه شده بود. این کشیشان به‌روشنی درک می‌کردند که اگر قرار است مسیحیت جهان را تسخیر کند فقط با تعدیل اصول سختِ بنیانگذارش، با کمی گشادتر کردنِ دروازه‌ی تنگِ رستگاری می‌توانست. از این لحاظ می‌توان یک توازی ساختاری بین تاریخ مسیحیت و تاریخ بودایی‌گری قایل شد. هر دو سیستم اساسا اصلاحاتی اخلاقی بود شکل گرفته از شوقی عظیم، آرزوها بلند، شفقت و رافتِ بانیانی بزرگ، دو تا از آن جان‌های زیبایی که با فواصل زیاد در روی زمین ظاهر می‌شوند که تو گویی از جهانی بهتر آمده‌اند تا نهاد ضعیف و خطاکار ما را یاری و راهنمایی کنند. هر دو منادی فضیلت اخلاقی برای دست‌یابی به چیزی بودند که عالی‌ترین هدف حیات، رستگاری ابدی روح انسان، دانسته می‌شد. اما با یک آنتی‌تزِ غریب، یکی رستگاری را در ابدیتِ سعادت‌بار، و دیگری در رهاییِ نهایی از رنج، در فنا جست. اما ایده‌آل‌های شاقِ تقدسی که تلقین می‌کردند نه فقط با ضعف‌ها بلکه با غرایز طبیعیِ بشر بیش از آن تضاد داشت که بیش از معدودی حواری و مرید بتوانند عملا بدان دست‌ یابند و اینان علقه‌ی خانواده و جامعه را ترک گفتند تا در عزلت آرام صومعه به رستگاری فردی نایل شوند. این‌گونه ادیان برای آن‌که در میان ملت‌ها و حتی در سراسر جهان رواج یابند می‌بایست نخست تعدیل و اصلاح می‌شدند و تا حدودی با تعصب‌ها، احساسات و خرافات عامه کنار می‌آمدند. این روندِ انطباق را در اعصار آتی پیروانی طی کردند که درون‌مایه‌ی اعتقادی‌شان به قدر بزرگان دین اثیری نبود و به همین جهت برای وساطت میان آنان و توده‌ی عوام مناسب‌تر بودند. به این ترتیب با مرور زمان، این دو مذهب دقیقا به نسبت رواج روزافزون خود هرچه بیشتر عناصر سخیفی را جذب کردند که برای زدودنِ همان تاسیس شده بودند. این‌گونه انحطاط‌های معنوی اجتناب‌ناپذیر است. دنیا نمی‌تواند در سطح بزرگان خودش زندگی کند. درعین‌حال بی‌انصافی به عموم بشریت است که انحراف تدریجیِ بودایی‌گری و مسیحیت از اصول اولیه‌شان را کلا به ضعف فکری و اخلاقی آنان نسبت دهیم. زیرا هرگز نباید فراموش کرد که این‌دو مذهب با تجلیل فقر و بی‌همسری نه ‌فقط صرفاً به جامعه‌ی مدنی بلکه به هستیِ بشر ضربه‌ی اساسی زدند. این ضربه با خردمندی یا حماقتِ اکثریتِ نوع بشر که نخواستند احتمال نجات روح خود را با حتمیتِ امساک نفس تامین کنند دفع شد.»

پی‌نوشت: «خردمندی یا حماقت اکثریت نوع بشر»، شما را یاد چیزی نمی‌اندازد؟:)   

*به نقل از: شاخه‌ی زرین، نوشته‌ی جیمز جورج فریزر، ترجمه‌ی کاظم فیروزمند، نشر آگه.

+  جمعه بیست و دوم آبان 1388  توسط آروین  با موضوع:  از زبان دیگران |