سلام. ایمیل تون رو از وبلاگ تون پیدا کردم و از اونجا که قمبلی سبز منو دیدین مجبور شدم بهعنوان یک دوست به نقد و نظر و همفکری و اصلاح شما بپردازم :)
-------------------------------
[...]
1- خوانندهی وبلاگات که میرحسین نیست؟ پس لااقل یه سری از پستهای قبل از انتخاباتات (مثل خرید تضمینی کشاورزی) به خوانندهها ارتباط چندانی نداره. مثلاً من خیلی از طرح این مساله خوشام اومد، ولی خب، که چی؟ چیکار باید بکنم؟
2- درمورد احتمال شکست میرحسین باید بگم مهمترین نقطهی قوت وبلاگات همین بود، اگر همه این احتمال رو جدی میگرفتن هم بیشتر کار تبلیغاتی میکردن و هم اینجوری بعد از انتخابات جوگیر نمیشدن.
3- اما درمورد طرح ماهواره شدیداً اونو غیر عملی میدونم، یه بار هم کامنت گذاشتم برات که این کف مطالبات نیست، بلکه سقف مطالباتمونه. ابطال انتخابات برا حکومت خیلی راحتتر و کم هزینهتر از اون طرحه. اونا با تمام وجودشون ارزش و اهمیت همچین رسانهای رو حس کردن.
4- چرا طرح یه حزب فراگیر برآمده از این انتخابات نه؟ حزب سبز با 13 میلیون پشتوانه:) اگر میرحسین این کار رو میکرد هم این نیروها هدر نرفته بودن و هم خودش یه مهرهی سوخته نشده بود و هم این که با جمع و جور کردن اصلاحطلبان چندین سال اخیر آیندهی روشنتری برامون قابل تصور بود.
5- مسالهی تحصن میرحسین و اصرار بر آزادی زندانیها هم خیلی ارزشمند بود، فقط مطمئن نیستم دوشنبه یکم تیر دیر نبوده باشه! اون وقت که اینو پیشنهاد دادی میرحسین هنوز برش داشت؟
----------------------------------------
اما موارد کلیتر:
اگر با بیخیالی بیشتر بنویسی تأثیرگذارتر خواهد بود، باور کن! هرچی بیشتر تلاش کنی بهات اهمیت داده بشه، کمتر این اتفاق میافته
تو که خط فکریات برا خوانندههات مشخصه، چرا اصرار داری که هی یادآوری کنی؟ اصلاً شاید یه چیزایی هم فراموش بشه، چیکارش میشه کرد؟ تا بوده همین بوده؛ اما اصرار بر یادآوری، خیلی وقتها نتیجه عکس میده
یادت رفته تو چه وضعیت خاصی از تاریخ ایران مینوشتی؟ معلومه که خواندن و کامنت گذاشتن این روزها با روزهای معمولی فرق داره، چه انتظاری داری؟
میدونم که میخوای تسلسل و نظم منطقی نوشتههات حفظ بشه، اما لازمه اینقدر این مساله آشکار باشه؟ یه کم (درظاهر) کشکولیتر بنویسی، خیلی واکنش کمتری خواهی دید
نمیتونی تغییر جنسیت بدی؟:)
خودت رو زیاد جدی میگیری:) بابا اینجا وبلاگه با فوقاش 500 تا خواننده. ببین چه کتابهای باارزشی که رو زمین موندن و نه کسی میخونه و نه کسی نقدشون میکنه
[...]
یه چیزای دیگه هم تو وبلاگات بنویس، زندگی که همهاش انتخابات نیست! اینو خیلی جدی گفتما:)
---------------------------------
تند که نرفتم؟
[...] *ه
پینوشت: همانطور که از وجنات و سکنات متن هم آشکار است، این نقد شوخوشنگ را یکی از دوستان فرستاده است. فکر کردم زبان حال خیلی از کسانی است که اینجا را میخوانند، گفتم تا آن پستهای جدی و اصلی آماده شود، این را بگذارم اینجا تا شما هم ذوق کنید بابت یک هم فکری عجیب همدلانه، همانطور که من سر کیف آمده بودم از آن متن پرجوش و خروش «ما کمتریم»:) آهان، اون سه نقطههای داخل کروشه هم یک نکات کمی شخصیتر بود، سانسورشان کردم با مجوز حفظ حریم خصوصی، اشکالی که ندارد احیانا؟ کامنتها را هم...خیلی خب بابا، چرا میزنید، باز میگذارم خب:)
