در حالیکه 48 ساعتی تا شروع رایگیری باقیمانده، شاید به نظر برسد که برای تحلیل دلایل شکست زود است. حتی شاید به گمان بخشی از دوستان خوشخیال، هنوز هم احتمال قابل توجهی برای دو مرحلهای شدن انتخابات، و یا حتی پیروزی یکی از دو کاندیدای اصلاحطلبان در دور اول! وجود دارد. اما مطلبی که در اینجا میخواهم بگویم، اینست که اتفاقا به نظر من دقیقا همین خوشخیالی مفرط و تحلیلهای نادرست منجر شدند استراتژیهای غلطی در پیش بگیریم؛ استراتژیهای غلطی که زمینهساز شکست در برابر رقیبی شدند که لبریز از نقطهضعفهای فاحش بود.
از طرف دیگر، درست مانند چند انتخابات اخیر، این خوشخیالی مفرط در مورد نتیجه انتخابات، احتمالا باعث خواهد شد که پس از اعلام نتایج، اکثریت دوستان کاملا شوکزده شده و تا مدت زیادی در حال هضم کردن این شکست باشند. طبیعتا این مساله میتواند باعث شود که حتی بعد از این شکست هم تحلیل منطقیای پیرامون دلایل این شکستهای مکرر شکل نگیرد. درمجموع فکر میکنم که بهتر است تحلیل دلایل شکست در این انتخابات، هر چه زودتر آغاز شود و این نوشته میکوشد تا فتح بابی در این زمینه باشد:
در ابتدا با افراز جمعیت افراد واجد شرایط رای دادن، تخمین نگارنده از نتیجه انتخابات در قالب جدول زیر ارائه میشود. بدیهیست که ذکر اعداد در ستونهای سوم، چهارم و پنجم، باعث میشود که این تخمین سطح ابطالپذیری بالایی داشته باشد و پس ازاعلام نتایج قطعی انتخابات، میتوان در مورد ابطال یا عدم ابطال تک تک این اعداد تخمینی قضاوت نمود:
|
عنوان گروه: |
جمعیت تقریبی افراد واجد شرایط شرکت در انتخابات (میلیون نفر): |
درصد تخمینی مشارکت (درصد): |
درصد تخمینی آرای ا.ن در میان شرکتکنندگان (درصد): |
میزان تقریبی آرای ا.ن (میلیون نفر): |
توضیحات: |
|
الف) روستاییان و عشایر |
14.5 |
بین 70 تا 80 |
بین 70 تا 75 |
بین 7.1 تا 8.7 |
یکی از دوستان که اخیرا به یکی از روستاهای شمالی سفر کرده بود،میگفت که تعداد زیادی ازروستاییان، سود سهام عدالت خود را بلافاصله از حساب بانکی خود برداشت کردهاند و در خانه نگهداری میکنند، توجیهشان هم اینست که میترسند دولت تغییر کند و دولت بعدی بلافاصله این پولها را از حساب آنها بردارد! تو خود حدیث مفصل بخوان . . . |
|
ب) افراد شهرنشین تحت پوشش دائمی کمیته امداد و یا بهزیستی: |
4 |
بین 65 تا 75 |
بین 70 تا 80 |
بین 1.8 تا 2.4 |
میزان پرداخت کالا و پول به این افراد درطول چهار سال اخیر، افزایش محسوسی داشته است. |
|
ج) افرادی که رایشان عمدتا تحت تاثیرآیت . . . خامنهای قرار دارد: |
4 |
بین 85 تا 95 |
بین 65 تا 75 |
بین 2.2 تا 2.8 |
علیالخصوص با توجه به سخنرانی آیت... در مراسم 14 خرداد، که فقط کم مانده بود از میرحسین اسم ببرد و بگوید امثال میرحسین یا شریک دشمنند و یا فریب خورده دشمن! |
|
د) افرادی که در طول چهار سال اخیر منافع مادی قابل توجهی (در قیاس با درآمد معمول خود) از دولت دریافت کردهاند، یا در آستانه دریافت چنین منافعی هستند؛ و در عینحال جزو هیچکدام از گروه های قبلی نیستند: |
2 |
بین 65 تا 80 |
بین 70 تا 80 |
بین 0.9 تا 1.3 |
به طور خاص شامل افرادی که در قالب مسکن مهر درگیر شدهاند (اعم از دریافتکنندگان قطعی مسکن و نیز افرادی که بخش زیادی از مسیر دریافت مسکن را پیمودهاند)، دریافتکنندگان وامهای بدون بهرهای که میزان آن وامها نسبت به کل ثروتشان قابل توجه بوده است، و نیز افرادی که در طول یک سال اخیر، بیش از 50 درصد به حقوق دریافتیشان از دولت افزوده شده است. |
|
ه) سایرین: |
22 |
بین 42 تا 57 درصد |
بین 23 تا 32 درصد |
بین 2.1 تا 4.0 |
برای توضیح چگونگی بدست آمدن اعداد ستونهای 3 و 4 و 5 این ردیف، به جدول بعد مراجعه شود. |
|
مجموع: |
46.5 |
بین 57 تا 70 درصد (بین 26.7 تا 32.5 میلیون رای سالم) |
بین 53 تا 59 درصد |
بین 14.2 تا 19.2 |
|
|
تفکیک گروه «سایرین» : |
جمعیت تقریبی (میلیون نفر): |
درصد تخمینی مشارکت در انتخابات: |
درصد تخمینی آرای ا.ن: |
مقدار تخمینی آرای ا.ن (میلیون نفر): |
توضیحات: |
|
و) افرادی که هم دسترسی نسبتا بالایی به تکثر رسانهای دارند، هم سطح سوادشان نسبتا بالاست، و هم وضعیت معیشتی کمابیش مناسبی دارند: |
12 |
بین 35 تا 55 |
بین 10 تا 20 |
بین 0.4 تا 1.3 |
صرف نظر از اینکه تعداد اعضای این گروه را چقدر تخمین بزنیم، این گروه، تنها گروهیست که بخشی از افراد آن میتوانند دغدغههای جدی در حوزه توسعه اقتصادی (منظور دغدغههای اقتصادی بلندمدت برای ارتقای اقتصاد کل کشور)، گسترش آزادیهای اجتماعی و سیاسی، بهبود استراتژیهای کشور در حوزه دیپلماتیک و نظایر آن داشته باشند. این گروه تنها گروهیست که بخشی از اعضای آن ممکن است تحلیلی اصلاحطلبانه در خصوص مفاهیمی مانند "کسری بودجه"، "سازمان مدیریت"، "گشت ارشاد"، "حقوق زنان"، "تکثر رسانهای"، "دانشجوی ستارهدار"، "تحریمهای بینالمللی علیه ایران" داشته باشند و این تحلیلها را در کنش انتخاباتی خود دخالت دهند. ضمنا برای بررسی بسیار سرانگشتی در مورد صحت یا عدم صحت تخمین اعداد ستونهای سوم و چهارم، میتوان درصد مشارکت و نسبت آرای ا.ن در میان ساکنین نیمه شمالی تهران (انقلاب به بالا) در انتخابات امسال را در نظر گرفت، چون به نظر میرسد که بالغ بر 75 درصد از ساکنین انقلاب به بالا، جزو این گروه هستند. |
|
ز) افرادی که جزو گروه «سایرین» هستند، اما دستکم یکی از سه شرط مذکور در مورد گروه «و» را ندارند: |
10 |
بین 50 تا 60 (کمی کمتر از میانگین درصد مشارکت کشوری) |
بین 35 تا 45 |
بین 1.7 تا 2.7 |
افراد این گروه عمدتا اشخاصی هستند که مهمترین دغدغههایشان، مرتبط با معیشت روزمره بوده و وزن سایر دغدغههایشان، نسبتبه معیشت، ناچیز است. برای مثال حضور گسترده این افراد در سفرهای استانی ا.ن کاملا چشمگیراست، و یا اینکه به قول اصلاحطلبان [آنقدر به لحاظ مادی، فرهنگی و نیز ازحیث سواد و عقلانیت فقیر هستند که] میتوان با یک ناهار آنها را ترغیب کرد که دو سه ساعت بیایند و حرفهای ا.ن را بشنوند!، و یا اینکه به دلیل سکونت در شهرهای دورافتاده، دسترسی انها به تکثر رسانهای در حد صفر است (توزیع نشریات اصلاحطلب در خارج از تهران فوقالعاده ناچیز بوده و در شهرهای زیر یک میلیون نفری به صفر میل میکند)، و یا اینکه به دلیل سطح سواد پایین، قدرت تحلیلی ناچیزی داشته و در نتیجه صدا و سیما میتواند با استفاده از انحصار رسانهای خود، به سادگی ذهنیت آنها را شکل بدهد. |
|
مجموع: |
22 میلیون نفر |
بین 40 تا 60 درصد |
بین 23 تا 31 درصد |
بین 2.1 تا 4.0 میلیون نفر |
|
با توجه به جداول فوق، به نظر میرسد که با صرف نظر کردن از حالتهای حدی (حذف چارکهای ابتدایی و انتهایی)، تخمین تعداد شرکتکنندگان در انتخابات، بین 27.9 تا 31 میلیون نفر، و تخمین آرای احمدینژاد هم بین 15.3 تا 17.8 میلیون رای باشد. به این ترتیب، بر اساس این تخمین، بدون آنکه به هیچگونه تقلبی نیاز باشد، در همان دور اول احمدینژاد رایی معادل 1.2 تا 1.3 برابر مجموع آرای سه رقیب خودش بدست آورده و به عنوان رئیس جمهور انتخاب میشود. در عینحال، پیشبینی میشود آرای میرحسین موسوی تنها در دو استان تهران و اردبیل از آرای احمدینژاد بیشتر شود.ضمنا این نتیجه توسط نظرسنجیهای علمی مستقل نیز، تا حد زیادی تایید شده است.
اکنون پرسشی که مطرح میشود آنست که اولا تخمین اعداد ستونهای دوم، سوم و چهارم از کجا آمدهاند؛ و ثانیا ارتباط این تخمینها با تیتر آغازین این نوشته چیست؟ در واقع حتی با فرض تایید نسبی صحت این تخمینها پس از برگزاری انتخابات، چگونه میتوان نتیجه گرفت که استراتژی اصلاحطلبان در این انتخابات غلط بوده است؟
در مورد پاسخ سوال دوم، به طورخلاصه میتوان اینطور گفت: با فرض صحت تخمین فوق، استراتژی اصلاحطلبان برای پیروزی در انتخابات، باید حول شعارهایی متمرکز میشد که دارای ارتباط صریح و مستقیم با دغدغههای معیشتی روزمره عامه مردم (گروههای الف، ب، د، ز) باشد. اما چنین شعارهایی بسیار کم مطرح شدند و اگر هم مطرح شدند، با تمرکز ناچیز امکانات محدود رسانهای اصلاحطلبان برروی آنها، عملا به گوش بخش عمده رایدهنگان گروههای مذکور نرسیدند. در واقع اصلاحطلبان نتوانستند یک دوقطبی قوی بین خود و رقیبشان ایجاد کنند که محوریت اصلی آن براساس دغدغههای معیشتی عامه مردم باشد، و به جای آن تاجاییکه توانستند امکانات رسانهای خود را بر روی جلب آرای گروه «و» متمرکز نمودند.غافل از انکه اولا تعداد کل اعضای گروه «و» چندان زیاد نیست، ثانیا میزان شرکت آنان در انتخابات را ازحد مشخصی نمیتوان فراتر برد، ثالثا بخش قابل توجهی از آنان آنقدر از احمدینژاد بیزارند که به طور اتوماتیکوار به رقبای او رای میدهند وعلاوه بر همه اینها، احمدینژاد در بین این قشر نیز طرفداران پر و پاقرصی دارد که عمدتا احمدینژاد را نماد مبارزه با افرادی مانند هاشمی و ناطق نوری و امثالهم میبینند.
عامه مردم نه اهمیت خاصی به اجرا یا عدم اجرای آرمانهای انقلاب میدهند و نه اهمیتی به قانونی یا غیرقانونی بودن انحلال شورای پول و اعتبار! برای آنها شعارهای «جذب سرمایهگذاری خارجی»، «بهبود دیپلماسی خارجی» و «احیای نظام برنامهریزی در کشور» کاملا بیمعناست یا اینکه دستکم ارتباطی بین این شعارها با دغدغههای معیشتی روزمره خود نمیبینند. ضمن آنکه انتقاد مکرر از معیشت روزمره مردم در دولت فعلی، بدون بیان هیچگونه راه حل و یا دستکم وعده ملموس معیشتی، تاثیرچندانی بر تغییر آرای این بخش از مردم نخواهد داشت. از سوی دیگر، بخش زیادی از عامه مردم دلهره دارند که نکند با تغییر رئیس جمهور، و انتخاب افرادی که طرحهای بنگاههای زودبازده و سهام عدالت و مسکن مهر و نظایر آن را غیرکارشناسی خواندهاند، اندک نانی که دولت فعلی برسر سفرهشان گذاشته (یا قرار است بگذارد) هم از بین برود. این بخش از مردم، درطول چهار سال اخیر، احمدینژاد را تنهاکسی یافتهاند که به زبانی بسیار ساده و قابل فهم، برای آنها از برنامههای دولت برای بهبود معیشتشان سخن میگوید.
اگرچه برای مثال طرح «سهام ملی نفت» میتوانست تا حدی به عنوان جایگزین سهام عدالت و مسکن مهر وامثالهم مطرح شده و بر روی رای این افراد تاثیر بگذارد، اما طرح مذکور بسیار دیر بیان شد، مانور تبلیغاتی ناچیزی بر روی آن داده شد، و در عینحال توسط شخصی بیان شد که از دید عامه مردم سادهزیستی کمتر و قدرتطلبی بیشتری نسبت به احمدینژاد دارد و لذا ممکن است پس از اینکه خیالش از بابت رسیدن به قدرت راحت شد، دیگر برایش مهم نباشد که این وعده را عملی کند. از طرف دیگر هم این بخش از رایدهندگان میپرسند که اگر قرار است طرحهایی مانند سهام عدالت، وامهای کمبهره برای بنگاههای زودبازده، مسکن مهر، پرداخت کمکهای بلاعوض و کالاهای ارزان (مثل همان سیب زمینی معروف!) قطع شود، پس چه بر سر بودجه مربوطه میاید؟ آیا قرار است این بودجهها قطع شوند و پولی که به دست میآید به جیب حضرات واریز شود؟!
فراموش نکنیم که در زمان زندانی شدن کرباسچی، یک مطلب بود که پس از طرح شدن، به سرعت در میان مردم به صورت سینه به سینه نقل میشد: «اگر هم کرباسچی پولی از بودجه شهرداری برای خودش برداشته، نوش جانش باشد! همه مقامات دیگر کشور مرتبا از بودجه عمومی کشور مبالغی را برای خودشان بر میدارند و در عینحال هیچ کار مفیدی هم انجام نمیدهند، اما کرباسچی پولی به جیب خودش زده و در عینحال کارهای عمرانی مفیدی هم در شهر تهران انجام داده.» به طورمشابهی امروز بخش زیادی از عامه مردم (یعنی همان گروههای الف، ب، د، ز) میگویند که : «حتی اگر این یک میلیارد دلاری که از بودجه دولت در سال 85 بدون سند خرج شده، تمامش را طرفداران احمدینژاد به جیب خودشان ریخته باشند، باز هم نوش جانشان باشد! اینها لااقل بخشی از پولهای خزانه را به صورت وامهای کمبهره، کالاهای ارزان، مسکن مهر، سهام عدالت و امثالهم به مردم میدهند، اما دیگران میخواهند همه پولهای خزانه را خودشان بردارند و هیچ بخشی را به مردم ندهند!»
خب، قصدم اینست که حرفهایم طولانی نشوند، عجالتا همینها را گوشه ذهن مبارک داشته باشید تا قسمت بعد.
پینوشت: اینهم فایل این نسخهی جدید و بهروز شدهی تخمین و تحلیلهای «درنگ»ی.
