تبليغاتX
شور و شر - طرح ارتقای کمی و کیفی خرید تضمینی محصولات کشاورزی، مثالی از یک پیام* <

شور و شر

بر مبنای آن‌چه در «درنگ»‌های اول و دوم گفته شد، پیامی که تولید می‌شود باید سه ویژگی زیر را همزمان دارا باشد:

۱. بخشی از آرای آقای احمدی‌نژاد را هدف قرار دهد.

۲. در قالب گفتمان کاندیدا قابل ترجمه باشد بدین‌معناکه گفته شدن این پیام از سوی او با سابقه و تصویری که جامعه از وی در ذهن دارد، سازگار باشد.

۳. قابلیت بیان ساده، روان و عامه‌فهم را دارا بوده، با مشکلات روزمره قشر هدف در ارتباط بوده و لااقل بخشی از آن با منافع کوتاه‌مدت افراد پیوند داشته باشد

اما گذشته از این سه ویژگی مهم، به‌نظر می رسد یک خصوصیت دیگر هم باید در تولید پیام‌ها لحاظ شود، این‌که بهتر است پیام مربوطه در هر حوزه‌ی خاصی که تولید می‌شود، به‌گونه‌ای طراحی شود که مرز میان کاندیدای اصلاح‌طلب و رقیب اصلی‌اش، آقای  احمدی‌نژاد را در آن حوزه‌ی خاص هرچه بیشتر پررنگ و متمایز کند. درنظر گرفتن این ویژگی از آن روی مهم است که یک کاندیدای ریاست‌جمهوری نمی‌تواند با بی‌نهایت شعار و پیام شناخته شود چراکه اگر تعداد پیام‌ها از میزان معینی بیشتر شود، میزان تاثیرگذاری آن بر روی مخاطبان کاهش خواهد یافت؛ لذا می‌توان گفت از میان دو پیامی که هر سه ویژگی بالا را دارا هستند، آن پیامی مرجح است که مرزبندی میان کاندیدا با رقیب اصلی‌اش را پررنگ می‌کند و  آن دو را به نحوی در آن حوزه‌ی خاص مقابل هم قرار می‌دهد.

با این مقدمه کوتاه، به سراغ اولین مثال از تولید پیام‌های چهارگانه‌ای می‌رویم که از نظر ما هر چهار شرط پیش‌گفته را دارا بوده و لذا پتانسیل زیادی برای نقل سینه به سینه میان عامه‌ی مردم دارند.

عنوان: طرح ارتقای کمی و کیفی خرید تضمینی محصولات کشاورزی

این طرح شامل سه اقدام معین است: اول آن‌که  اغلب محصولات کشاورزی تولیدشده در کشور را پوشش دهد؛ دوم آن‌که قیمت­های تضمینی هر سال با توجه به میزان تورم افزایش یابد و در نهایت آن‌که این وجه به صورت نقدی به کشاورزان پرداخت ­شود.

منظور از ارتقای کمی در این طرح، افزایش قیمت خرید تضمینی محصولات کشاورزی در هر سال، لااقل به اندازه نرخ تورم سالیانه، و نیز گسترش تعداد اقلام محصولاتی است که شامل خریدتضمینی می­شوند.

منظور از ارتقای کیفی نیز بهبود شرایط خرید و کیفیت پرداخت پول است به نحوی که بلافاصله بعد از اینکه کشاورز یا دامدار آمادگی خود را برای فروش محصولش به نزدیک­ترین نمایندگی وزارت جهادکشاورزی اطلاع داد، در اسرع وقت نمایدگان وزارت مذکور برای تحویل گرفتن محصول به تولیدکننده مراجعه کنند. همچنین کلیه هزینه­های مربوط به برداشت، بسته­بندی و حمل محصولات بر عهده نماینده‌ی وزارت کشاورزی بوده و قیمت پرداختی به کشاورز، کاملا مستقل از میزان هزینه­های مذکور باشد. ضمن آنکه پرداخت قیمت محصولات کشاورزی و دامداری، باید به صورت کاملا نقدی بوده و تمام مبلغ مربوطه، حداکثر ظرف یک ماه پس از اطلاع تولیدکننده به نمایندگی وزارت کشاورزی، به او پرداخت شود (حتی اگر نمایندگی وزارت کشاورزی در طول این یک ماه هنوز بخشی از محصول را به انبارها حمل نکرده بود).

این طرح روستاییان و کشاورزان را هدف قرار می‌دهد که یکی از اصلی‌ترین گروه‌هایی هستند که به صورت بالقوه در سبد آرای احمدی‌نژاد قرار خواهند گرفت. بنابراین اولین ویژگی‌ از ویژگی‌های سه‌گانه را دارا است. اما ویژگی دوم که خود شامل چند خصوصیت محدودتر است:

۱- نقطه‌ی تلاقی منافع کوتاه‌مدت شخصی با منافع بلندمدت اجتماعی

  طرح خرید تضمینی محصولات کشاورزی، طرحی­ست که هدف از آن کمک به بهبود شرایط معیشتی کشاورزان، بدون نیاز به دخالت مستقیم دولت است. چنین طرحی، امروزه در بسیاری از اقتصادهای توسعه­یافته و درحال توسعه جهان اجرامی­شود، هر چند که میزان گستردگی، و نیز جزئیات مربوط به آن در کشورهای مختلف دنیا تا حدی متفاوت است. در چارچوب این طرح، دولت برای تعداد مشخصی از محصولات کشاورزی، قیمتی را به عنوان قیمت کف (حداقل قیمت) مشخص می­کند و تضمین می­دهد که هرگاه کشاورزی درخواست فروش محصول خود به دولت را داشت، نماینده دولت در اسرع وقت به زمین زراعتی کشاورز مراجعه نموده و پس از برداشت و بسته‌بندی (با خرج دولت)، محصول مذکور را به قیمت تعیین­شده خریداری نماید. هدف از راه­اندازی چنین سیستمی، آن است که بدون نیاز به دخالت مستقیم دولت، قدرت چانه­زنی کشاورزان در برابر واسطه­گران افزایش یابد. در واقع در غیاب سیستم خرید تضمینی، قدرت چانه­زنی واسطه­ها در تعیین قیمت و سایر شرایط خرید محصولات از کشاورزان، بسیار بالا خواهد بود. دلایل این مساله عبارتند از: ثروتمند بودن واسطه­ها و در نتیجه عدم نیازشان به انجام سریع معامله، عدم دسترسی بسیاری از کشاورزان به انبارهای مناسب برای انبار کردن محصولات‌شان و مواردی از این قبیل. اما در صورت راه­اندازی یک سیستم خرید تضمینی مناسب، قدرت چانه­زنی کشاورزان در فرآیند تعیین قیمت فروش محصولات به واسطه­ها، تا حد زیادی افزایش می­یابد؛ به نحوی‌که در صورت وجود چنین سیستمی، در بسیاری از موارد میزان خرید محصولات توسط دولت کمتر از 5 درصد کل تولیدات بوده و مابقی تولیدات با قیمت­های بهتر به واسطه­ها فروخته می­شوند.  

۲- ترجمه شعار کاندیدا به زبانی عامه­فهم، ساده، مرتبط با دغدغه­ها و مشکلات روزمره بخش زیادی از محرومین جامعه، به‌‌ نحوی‌که این شعار با گفتمان و تصویر جامعه از وی نیز سازگار باشد.

میرحسین موسوی و حامیان برجسته او، بارها بر پایمال شدن عزت نفس افراد در اثر برنامه­های مختلف اقتصادی دولت نهم تاکیدکرده­اند. طرح چنین مطلبی، با توجه به عدم دسترسی به رسانه­های فراگیر، نیازمند تولید نسخه‌هایی به زبان ساده، مختصر، عامه­فهم و دارای پتانسیل بالا برای نقل سینه به سینه است. به‌نظر می‌رسد یکی از نسخه­های بسیار برای طرح مفهوم مذکور (تلاش برای جلوگیری از پایمال شدن عزت نفس بخش زیادی از محرومین جامعه در اثر برنامه­های اقتصادی دولت نهم)، می­تواند تاکید بر روی طرح جامعی برای بهبود شرایط خرید تضمینی محصولات کشاورزی باشد. چراکه در دولت نهم، شاهد افزایش روزافزون پرداخت­های صدقه‌محوری بوده‌ایم که برای دریافت آنها، مرتبا باید کشاورزان و دامداران به دنبال جلب رضایت نمایندگان دولت برای دریافت پول، کالا، وام­های کم­بهره و امثالهم باشند. اکنون یک پیشنهاد می­تواند این باشد که بخش عمده بودجه­ای که قرار است به حمایت از کشاورزان و دامداران اختصاص یابد، صرف بهبود کمی و کیفی خرید تضمینی شود. به این ترتیب، کشاورزان و دامداران به جای آنکه مجبور باشند برای دست‌یابی به حداقل معیشت مداوما در جهت جلب رضایت نمایندگان دولت تلاش کنند، نمایندگانی که با عناوین مختلف، مسئولیت تعیین سهم هر کشاورز از پرداخت­های نقدی،کالایی، وام­های کم­بهره و امثالهم را بر عهده دارند، تشویق می­شوند که به منظور بهبود سطح معیشت خود، فقط و فقط بر روی تلاش و فعالیت اقتصادی بیشتر و افزایش میزان محصولات خود متمرکز شوند.

اما ویژگی سوم یعنی پررنگ کردن مرز میان کاندیدای اصلاح‌طلب و رقیب اصلی (آقای احمدی‌نژاد)

واقعیت آن است که دولت آقای احمدی­نژاد در طول سال­های اخیر، عمدا و یا سهوا، اقدام به تنزل کمی و کیفی شرایط خرید تضمینی محصولات کشاورزی نموده است. به عنوان مثال، در سال 86، بنابر اعلام بانک مرکزی، نرخ تورم نزدیک به 19 درصد بوده است. حال اگر به جدول مقایسه­ای قیمت­های خرید تضمینی محصولات کشاورزی، درسال­های85 و 86، مراجعه کنیم (ر.ک. خلاصه تحولات اقتصادي کشور درسال 1386، بانک مرکزي جمهوري اسلامي ايران، ضمیمه آماری، صفحه 35)، ثابت ماندن نزخ خرید اکثر محصولات کشاورزی، علی‌رغم تورم نوزده درصدی نمودار می‌شود (برای دیدن جدول مربوطه به فایل پی‌دی‌اف این متن مراجعه کنید:) 

در واقع، دولت نهم در همان‌حال که بودجه مربوط به پرداخت­های نقدی و کالایی، و نیز پرداخت وام­کم­بهره به کشاورزان را افزایش داده، اما بودجه مربوط به خرید تضمینی محصولات کشاورزی را با کاهش قیمت حقیقی خرید این محصولات کاهش داده است و درواقع آن افزایش بودجه‌ی را با این کاهش بودجه تامین کرده است. درواقع دولت توانسته است با با عوام‌فریبی تمام، بخشی از حق و حقوقی که باید در ازای خرید محصولات کشاورزان به آنها بپردازد را به جیب خود گذاشته، و سپس همین پول را با منت فراوان، و در قالب پرداخت پول و کــــالا به کشاورزان، به آنها برگردانده است تا با استفاده از انحصار شدید رسانه­ای و در غیاب آزادی­ رسانه­ای منتقدین، محبوبیت خود را افزایش داده و آرای بیشتری در انتخابات­ها به دست آورد .

البته این جابجایی بودجه و پرداخت‌ صدقه به جای پرداخت آن‌چه حق طبیعی فرد بوده است، تنها به کسب محبوبیت برای آقای احمدی‌نژاد منجر نشده است؛ بلکه واقعیت تاسف‌بار آن است که نامطلوب شدن شرایط کمی و کیفی خرید تضمینی محصولات کشاورزی در چهار سال اخیر، باعث افت شدید میزان تولید بسیاری از محصولات کشاورزی شده است. به نحوی‌که برای مثال در طول این چهار سال، میزان نیاز ایران به واردات گندم از صفر کیلوگرم در سال 83، به حدود پنج میلیارد کیلو در سال 87 (معادل 72 کیلوگرم به ازای هر ایرانی) رسیده است. یعنی هر یک از انسان­های بالغ دنیا، به طور متوسط در حدود یک کیلوگرم گندم به ایران صادر کرده­اند (یا به‌عبارت دیگر، ایران از هر یک از انسان­های بالغ دنیا، به طور متوسط در حدود یک کیلوگرم گندم خریده است).

همچنین در سال 87، يك ميليون و 300 هزار تن برنج (20 کیلوگرم به ازای هر ایرانی)، 920 هزار تن شکر (14 کیلوگرم به ازای هر ایرانی)، و 65 هزار تن گوشت وارد کشور شده است (البته این آمارها صرفا شامل آمارهای دولتی در مورد واردات قانونی و ثبت شده در گمرک است).

درعین‌حال باید توجه شود که در سال کشاورزی جاری، با توجه به نزدیکی انتخابات و نیز با توجه به بروز آثار منفی کاهش قیمت حقیقی خریدهای تضمینی، قیمت خرید تضمینی بخشی از محصولات کشاورزی تا حدی افزایش یافته است. اما باز هم تقریبا در مورد کلیه محصولات، میزان افزایش قیمت خرید تضمینی در طول چهار سال اخیر، کمتر از نرخ تورم چهار ساله (حدودا 88 درصد) بوده است.

 جمع­بندی:

در مجموع، به نظر می­رسد طرح ارتقای کمی و کیفی سیستم خرید تضمینی محصولات کشاورزی و دامداری، می‌تواند با قدری تامل و تصحیح،  به یک ابزار تبلیغی مناسب برای تاثیرگذاری بر مهم­ترین پایه رای آقای احمدی­نژاد یعنی روستاییان بدیل شود. ضمن آنکه هم وجه سلبی این طرح یعنی انتقاد از اجرای نامناسب خرید تضمینی توسط دولت فعلی، با تاکید خاص بر روی عدم افزایش قیمت‌های خرید تضمینی متناسب با تورم، و هم وجه ایجابی آن یعنی مانور زیاد بر روی ایجاد یک سیستم خرید تضمینی گسترده و جامع به عنوان بخشی از برنامه توسعه اقتصادی روستایی، هر دو می­توانند در قالب مطالبی بسیار کوتاه و مختصر، دارای زبان ساده و عامه‌فهم، مرتبط با مشکلات معیشتی روزمره روستاییان، و در نهایت دارای پتانسیل بالا برای نقل سینه به سینه در میان عامه روستاییان ارایه شود، قشر پرجمعیتی که دسترسی رسانه‌ای رقبای آقای احمدی‌نژاد به آن‌ها در حداقل میزان ممکن است و رساندن پیام کاندیدا به آن‌ها، جز از طریق فعال کردن مکانیزم نقل سینه‌به‌سینه امکان‌پذیر نخواهد بود.

در انتها، باردیگر بر این مساله تاکید می‌کنیم که بحث اصلی در اینجا، لزوم مانور تبلیغاتی بر روی  نسخه­هایی از اندیشه­های میرحسین موسوی است که به صورت بالقوه امکان نقل سینه به سینه در آنها بالا باشد و به نظر می‌رسد طرح فوق می‌تواند به مثابه ترجمان ساده و عامه‌فهمی از اندیشه " ضرورت حفظ عزت نفس محرومین روستایی" محسوب ­شود.

                                                             با آرزوی امید و پیروزی                                                 

                                                                   * «درنگ»

                                                    (دوست‌داران رهایی، نوآوری، گفت‌وگو)

                                                            derang88@gmail.com

 

پی‌نوشت۱: می‌دانم، دارم سوالی را جواب می‌دهم که هنوز پرسیده نشده‌ است، هنوز کسی نپرسیده است خب این چیزهایی که می‌گویی چه ربطی به ما دارد؟ گیریم این ایده‌های تبلیغاتی-انتخاباتی شما خیلی هم خوب، چه ربطی به ما، خوانندگان وبلاگت دارد؟ هدف‌ات از گذاشتن این متن‌ها بلندبالا و کم‌وبیش بی‌ربط به فضای وبلاگ چیست؟ این‌ها را شما نپرسیده‌اید اما من حس می‌کنم هربار که چشم‌تان به این «درنگ» کذا می‌افتید، پیش خودتان می‌گویید آخر چه ربطی دارد؟ به‌خصوص این «خرید تضمینی محصولات کشاورزی» را که ببینید، هیچ بعید نیست پوزخندی هم بزنید که این بنده خدا هم گوگیجه گرفته است و نمی‌داند چه چیزی را برای چه کسی بگوید. بر مبنای همین شهودات حس ششمی‌ است که آمده‌ام به‌خیال خودم رفع ابهام کنم.

راستش من از گذاشتن «درنگ‌» بر روی وبلاگ یک هدف بیشتر ندارم: ارائه‌ی الگو، الگویی برای صرف وقت و هزینه و انرژی در زمان انتخابات. یک نگاهی به این لیست بلندبالای لینک‌ها بیندازید،‌ اکثرشان می‌نویسند، در مورد انتخابات هم می‌نویسند اما نوشته‌های‌شان جور دیگری است، اغلب‌شان خودشان را در جایگاه یک منتقد سیاسی- اجتماعی می‌بینند، صحبت‌های این کاندیدا را نقد می‌کنند، اقدامات آن یکی را به پرسش می‌کشند. راستش را بگویم؟ به‌نظر من، شخصا، این نوشته‌ها، بیست روز مانده به انتخابات،‌ آن‌هم برای مخاطبی که خودش خودبخود اخبار سیاسی- اجتماعی را پیگیری می‌کند، اتلاف وقت و هزینه و انرژی است. یک زمانی بعد از این بیست روز کذا راجع بهش خواهم نوشت، حالا نه وقت نصایح حکیمانه است و نه فرصتی برای دعواهای وبلاگی و غیروبلاگی باقی مانده است. حالا شاید فقط بشود الگو ارائه داد. الگویی که نشان دهد ‌من، شخصا، وقت و انرژی و هزینه‌‌ای را که برای انتخابات در نظر‌گرفته‌ام چگونه خرج می‌کنم. باقی توضیحات انتقادی و بازاندیشانه راجع به این تصمیمات شخصی بماند برای بعد.

پی‌نوشت۲: این هم فایل دیگری از این الگوی کذا:)

+  شنبه دوم خرداد 1388  توسط درنگ  با موضوع:  درنگ |