تبليغاتX
شور و شر - باکره و کولی: لذت‌های طبیعی <

شور و شر

شما شخصی به نام دی.اچ. لارنس می‌شناسید؟ من كه نمی‌شناختم اما گویا مشهورتر و شناخته‌شده‌تر از آن است كه نیازی به توضیح و معرفی داشته باشد. به‌هرحال ایشان جایزه‌ی نوبل هم گرفته باشد، بنده آشنایی چندانی خدمت‌شان نداشتم، ایضا نظر خاصی هم در باب تمِ اصلی آثارشان یعنی تاكید و پررنگ نمودن لذت‌های «طبیعی» نداشتم. راستش به نظرم زیادی اغراق‌شده و تصنعی آمد. از آن فضای وهم‌انگیز و خفقان‌آور كشیش‌سرا بگیر تا تن و بدن ورزیده‌ی آن «مردِ» كولی و سیر حوادثِ كمی غیرواقعی و تاحدی فانتزی كه همگی هم با صفت‌هایی تاثیرگذار و جفت‌وجور، شرح و بسط داده شده‌اند.

نمی‌دانم چرا اما «باكره و كولی» به نظرم كمی تا قسمتی تاریخ گذشته آمد، یعنی مربوط به آن زمانی‌كه هنجارها و عرف اجتماعی آنچنان قدرت و سیطره‌ی شدید و غلیظی داشتند كه هر نوع لذت طبیعی و تاحد زیادی پیش‌پاافتاده را گناهی مخوف جلوه می‌دادند. گو این‌كه استعاره‌های لارنس هم كمی بیش از حد آشكار و تصنعی‌اند، به خصوص آن مادربزرگی كه انگار عمر نوح دارد و نماد گذشته‌ی از ریخت افتاده و سنگین و درعین‌حال قدرتمند و همه‌كاره‌ای است كه گرچه مورد تنفر نیست اما در اغلب موارد، حضورش دست‌وپاگیر و آزاردهنده است. یا هر كدام از دو دختر، یا همان مرد كولی و از همه مهمتر آن سیل ناگهانی كه گذشته را در خود غرق می‌كند و كشیش‌سرا را تا به نیمه و حتی بیشتر ویران می‌كند، همگی استعاره‌هایی هستند كه از فرط اغراق با رنگ‌های جیغِ صفت‌های غلیظ، كاریكاتورگونه و تصنعی به نظر می‌رسند. بااین‌حال آن‌طور كه از یادداشت انتهای كتاب برمی‌آید، گویا لارنس یكی از آن نویسنده‌های مشهور و زبانزد خاص و عامی است كه البته شهرتش را بیش از همه مدیون همین هنجارشكنی و تابوشكنی و پرداختن به لذت‌های بكر و طبیعی‌ و باطراوتی است كه هنوز در چمبره‌ی عرف‌ و هنجارهای ریشه‌دارِ رایج، پیر و زشت و معمولی نشده‌اند. 

 

پی‌نوشت: هوس ادبیات پلیسی كرده بودم و طبق معمول دستم به جایی بند نبود مگر چندتایی مترجم اسم‌ورسم‌دار كه دستی هم در ترجمه‌ی ادبیات پلیسی- جنایی دارند و بنده هم قبلا خرده آشنایی‌هایی با ترجمه‌های‌شان بهم زده بودم. در این میان البته كاوه میرعباسی نام آشنایی است. به‌هرحال گشتم و گشتم و راه‌به‌راه خوردم به پست خوانده‌های قبلی و خلاصه پلیسی دندان‌گیری نصیبم نشد و ماند همین «باكره و كولی» كه حداقل نامش كمی تا قسمتی جالب و جسورانه بود. 

+  چهارشنبه دوم آبان 1386  توسط آروین  با موضوع:  همه کتابهای من |