تبليغاتX
شور و شر - بیست‌ویک داستان کوتاه از نویسندگان معاصر فرانسه: بيست‌ويك شاهکار بی‌بدیل <

شور و شر

بیست و یک؛ دست نجفی پرتر از این حرف‌هاست، همه‌ی آس‌ها را یک‌جا جمع کرده است کنار هم، باقی برگ‌هایش هم همگی سر است، پس بی‌جهت زحمت نکشید، بنشینید کنار و از یک برد تمیز، هوشمندانه و حرفه‌ای، تمام و کمال لذت ببرید.

راستش سلیقه و انتخاب و البته ترجمه‌ی ابوالحسن نجفی حرف ندارد. داستان‌ها یکی از یکی فوق‌العاده‌ترند. از «پالاس هتل تاناتوس» نوشته‌ی آندره موروا گرفته که داستانی است تا حد زیادی غافلگیر کننده به همراه طنزی تلخ تا «زنی از کُرک » نوشته‌ی ژوزف کسل که احساساتی عمیق و تردیدی چاره‌ناپذیر را خوره‌ی روح‌تان می‌کند.

از «مورمورِ» بورسین ویان گرفته که چهره‌ی کریه و مشمئزکننده و هولناک اما به غایت طبیعی و عادت‌گونه‌ی جنگ را به رخ‌ شما و روزمرگی‌های بی‌معنای‌تان می‌کشد تا «شب دراز» میشل دئون که روح و روان خواننده‌اش را بیش از هر چیز دیگری، معذب می‌کند.

از «زن ناشناس» ژان فروستیه گرفته که لذت‌های پوسیده و رقت‌انگیز را به همراه تنهایی‌های خردکننده‌ي انسانی نشان‌تان می‌دهد تا «دیوار» نفس‌گیر ژان پل سارتر، تا «بیرون رانده»‌ی حیرت‌انگیز ساموئل بکت، تا «چگونه وانگ‌فو رهایی یافتِ» مارگریت یورشنار که داستانی است با رمز و رازهای مسحور کننده‌ی شرقی و کنایه‌های تلخ، تا «مرد بافتنی به دستِ» گابریل بلونده که تا سر حد مرگ تکان دهنده و نفس‌گیر است. و بالاخره «بد نیستم، شما چطورید» کلود روا که یک  شاهکار فوق‌العاده است با انبوه فشرده‌ی خلاقیت و نوآوری در روایت، ساختارشکنی‌های هوشمندانه، طرح داستانی چهل تکه و...هزار و یک  ویژگی بی‌بدیل دیگری که این داستان چند صفحه‌ای را به یکی از ماندگارترین و منحصربه‌فردترین داستان‌هایی تبدیل می‌کند که خودبه‌خود در گوشه کنار ذهن و روان خواننده‌اش حک می‌شود.

 

پی‌نوشت: راستش من خودم هم حدس می‌زدم که بعيد است نجفی به این راحتی‌ها شاهکاری مثل «عرب‌دوستی» را ول کرده باشد به امان خدا تا لابلای صفحات خاک گرفته‌ی مجلات قدیمی فراموش شود اما خب آن‌زمان که خواندم‌ش، هیجان و سرخوشی‌ام بیش از آن بود که  لذت ناب و نقدش را با تردید و جستجویی نسیه عوض کنم. راستش این مهشید بود که بند کرد به این‌که این داستان را قبلا جایی خوانده است و البته که آن‌جای از یاد رفته، مجله‌ی سخن دهه‌ی چهل نبوده است و رد همین کنه‌ی ذهنی مهشید را گرفتیم تا رسیدیم به این «بیست و یک بی‌بدیل و لذت‌‌بخش».

البته ناگفته نماند كه گذشته از عرب‌دوستی، «نامزد و مرگ» ژیل پرو را هم قبلا در «وعده‌گاه شیر بلفور» میل کرده بودم.

+  پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386  توسط آروین  با موضوع:  همه کتابهای من